یکی از تصورهای اشتباه درباره ترید این است که هرچه زمان بیشتری پای نمودار بنشینیم، فرصتهای بیشتری پیدا میکنیم و در نتیجه سود بیشتری خواهیم داشت.
به همین دلیل بعضی از افراد از صبح تا شب نمودارها را باز میگذارند، چندین ارز را همزمان بررسی میکنند و دائماً منتظر یک موقعیت جدید هستند.
اما واقعیت این است که تعداد ساعتهایی که پای نمودار مینشینیم، معیار خوبی برای سنجش کیفیت معاملهگری نیست.
ممکن است یک تریدر فقط یک یا دو ساعت در روز بازار را بررسی کند و عملکرد بسیار بهتری از فردی داشته باشد که روزانه ۱۰ ساعت پای نمودار است.
مسئله اصلی این است که چقدر از این زمان واقعاً برای تصمیمگیری مفید استفاده میشود.
آیا تریدر حرفهای باید تمام روز پای نمودار باشد؟
خیر.
مدت زمان مناسب کاملاً به سبک معاملاتی بستگی دارد.
تریدر اسکالپر که در تایمفریمهای بسیار پایین فعالیت میکند، طبیعتاً به حضور و تمرکز بیشتری در زمان باز بودن معامله نیاز دارد.
تریدر روزانه ممکن است بخش مشخصی از روز را به تحلیل و اجرای معاملات اختصاص دهد.
اما یک سوئینگ تریدر ممکن است فقط چند بار در روز نمودار را بررسی کند و حتی بعضی روزها هیچ معاملهای نداشته باشد.
بنابراین نمیتوان یک عدد مثل «روزانه ۸ ساعت» را برای همه تریدرها مناسب دانست.
بیشتر پای نمودار بودن، لزوماً به معنی بیشتر سود کردن نیست
فرض کنید دو تریدر داریم.
تریدر اول روزانه هشت ساعت نمودار را بررسی میکند و در این مدت ده معامله انجام میدهد.
تریدر دوم روزانه دو ساعت بازار را بررسی میکند و فقط زمانی وارد میشود که شرایط استراتژیاش ایجاد شود.
اگر تریدر اول به دلیل حضور طولانی، مدام دنبال معامله بگردد، ممکن است دچار اورتریدینگ شود.
در مقابل، تریدر دوم میتواند زمان کمتری در بازار باشد اما معاملات باکیفیتتری انتخاب کند.
پس هدف نباید این باشد که بیشترین زمان ممکن را در بازار باشیم.
هدف باید این باشد که به اندازهای در بازار حضور داشته باشیم که بتوانیم استراتژی خود را درست اجرا کنیم.
تفاوت «زمان تحلیل» و «زمان خیره شدن به نمودار»
این دو را نباید با هم اشتباه گرفت.
ممکن است یک تریدر سه ساعت مانیتور را روشن گذاشته باشد، اما بخش زیادی از این زمان صرف نگاه کردن به حرکتهای کوچک قیمت شود.
در مقابل، ممکن است فرد دیگری ۶۰ دقیقه کاملاً متمرکز باشد، بازار را بررسی کند، سناریوهای خود را مشخص کند و بعد از پایان کار از نمودار خارج شود.
زمان دوم لزوماً کمارزشتر نیست؛ حتی ممکن است بسیار مؤثرتر باشد.
کیفیت تمرکز مهمتر از تعداد ساعتهای حضور است.
اگر هیچ موقعیتی وجود نداشته باشد چه؟
اینجا یکی از مهمترین مهارتهای تریدر مشخص میشود.
فرض کنید استراتژی شما فقط زمانی وارد معامله میشود که شرایط مشخصی ایجاد شود.
امروز این شرایط ایجاد نشده است.
اگر به دلیل اینکه «باید امروز معامله کنم» چند ساعت دیگر پای نمودار بمانید، احتمال دارد در نهایت یک موقعیت ضعیف را به زور تبدیل به معامله کنید.
بازار موظف نیست هر روز به شما فرصت معاملاتی بدهد.
گاهی بهترین تصمیم این است که نمودار را ببندید و منتظر روز بعد بمانید.
چرا حضور بیش از حد میتواند خطرناک باشد؟
وقتی مدت زیادی پای نمودار مینشینیم، ذهن بهتدریج خسته میشود.
بعد از چند ساعت ممکن است حساسیت ما نسبت به حرکتهای کوچک قیمت افزایش پیدا کند.
یک نوسان معمولی میتواند مثل یک فرصت بزرگ به نظر برسد.
بعد از آن ممکن است وارد معاملهای شویم که اگر نمودار را از ابتدا بررسی میکردیم، اصلاً جذاب به نظر نمیرسید.
حضور طولانی همچنین میتواند باعث افزایش تعداد تصمیمها شود.
هر تصمیم اضافی، فرصتی برای اشتباه، عجله یا معامله احساسی ایجاد میکند.
تریدر اسکالپر باید بیشتر پای نمودار باشد؟
در بسیاری از موارد، بله.
اسکالپینگ به واکنش سریع و توجه مداوم نیاز دارد، زیرا معاملهها معمولاً در بازههای زمانی کوتاهتری انجام میشوند.
اما این به معنی این نیست که اسکالپر باید از صبح تا شب بدون وقفه معامله کند.
تمرکز ذهنی محدود است.
اگر تریدر احساس خستگی، عصبانیت یا کاهش تمرکز کند، ادامه دادن معامله میتواند کیفیت تصمیمهایش را کاهش دهد.
به همین دلیل، حتی برای اسکالپرها نیز داشتن زمان مشخص برای فعالیت و استراحت اهمیت دارد.
تریدر روزانه چطور؟
یک تریدر روزانه معمولاً لازم نیست تمام ۲۴ ساعت بازار را دنبال کند.
میتواند ابتدا مشخص کند در چه ساعاتی بازار برای استراتژی او مناسبتر است و تمرکز اصلی خود را روی همان بازهها بگذارد.
برای مثال، اگر استراتژی شما در زمانهای خاصی از روز سیگنالهای بهتری ایجاد میکند، منطقیتر است همان ساعات را با تمرکز بیشتری بررسی کنید تا اینکه تمام روز نمودار را باز نگه دارید.
استراتژی باید مشخص کند چه زمانی باید بازار را ببینیم، نه اینکه بازار تعیین کند ما چه زمانی زندگی کنیم.
سوئینگ تریدرها داستان متفاوتی دارند
یک سوئینگ تریدر ممکن است معاملهای را برای چند روز یا حتی بیشتر نگه دارد.
در این سبک، بررسی لحظهبهلحظه نمودار معمولاً ضروری نیست.
ممکن است یک تحلیل کامل انجام شود، نقطه ورود و حد ضرر مشخص شود و سپس بازار در فواصل مشخص بررسی شود.
اگر سوئینگ تریدر هر پنج دقیقه قیمت را چک کند، احتمال دارد به جای اجرای استراتژی، تحت تأثیر نوسانات کوتاهمدت قرار بگیرد.
گاهی کمتر نگاه کردن به نمودار، اجرای بهتر استراتژی را ممکن میکند.
چطور زمان مناسب خودمان را پیدا کنیم؟
به جای اینکه از دیگران بپرسیم «چند ساعت باید ترید کنم؟»، بهتر است ابتدا سبک معاملاتی خود را مشخص کنیم.
اگر استراتژی شما در تایمفریمهای پایین کار میکند، زمان بیشتری برای نظارت لازم خواهد بود.
اگر روی تایمفریمهای بالاتر معامله میکنید، احتمالاً نیازی به بررسی مداوم بازار ندارید.
بعد از آن باید ببینید در چه مدت زمانی میتوانید با تمرکز واقعی کار کنید.
ممکن است متوجه شوید بعد از دو ساعت کیفیت تصمیمهای شما کاهش پیدا میکند.
در این صورت، اضافه کردن چهار ساعت دیگر به زمان حضور شما لزوماً مفید نیست.
یک نشانه مهم: آیا بعد از چند ساعت بیشتر معامله میکنیم؟
اگر متوجه شدید تعداد معاملات شما با افزایش زمان حضور پشت نمودار بیشتر میشود، باید مراقب باشید.
مثلاً صبح فقط دو موقعیت مناسب پیدا میکنید.
اما بعد از چند ساعت، چون هنوز پای نمودار هستید، شروع میکنید به پیدا کردن فرصتهایی که در حالت عادی آنها را معامله نمیکردید.
این میتواند نشانهای از اورتریدینگ باشد.
در چنین شرایطی، شاید مشکل کمبود فرصت نیست؛ مشکل این است که بیش از حد به دنبال فرصت میگردیم.
آیا باید قیمت را بعد از ورود دائماً بررسی کنیم؟
لزوماً نه.
این موضوع به استراتژی بستگی دارد.
اگر معامله شما بر اساس یک برنامه مشخص وارد شده و حد ضرر و هدف آن تعیین شده است، چک کردن قیمت هر چند دقیقه یکبار ممکن است فقط استرس ایجاد کند.
ممکن است یک حرکت کوچک قیمت باعث ترس شود و معاملهگر را وادار کند زودتر از برنامه از معامله خارج شود.
در مقابل، اگر استراتژی شما به مدیریت فعال معامله نیاز دارد، بررسی بیشتر میتواند ضروری باشد.
بنابراین میزان نظارت باید با منطق معامله هماهنگ باشد.
اگر دائماً قیمت را چک میکنیم، چه اتفاقی میافتد؟
یکی از خطرات این است که معاملهگر به نوسانات کوتاهمدت بیش از اندازه اهمیت بدهد.
مثلاً معامله برای تایمفریم چهار ساعته طراحی شده، اما فرد هر دو دقیقه نمودار یکدقیقهای را نگاه میکند.
طبیعی است که در تایمفریم پایینتر نوسانات بیشتری ببیند.
اگر بر اساس این نوسانات تصمیم بگیرد، ممکن است معاملهای که برای حرکت بزرگتر طراحی شده بود، خیلی زود بسته شود.
تایمفریم تصمیمگیری باید با افق زمانی معامله هماهنگ باشد.
یک برنامه ساده برای حضور در بازار
یک تریدر میتواند روز خود را به چند مرحله تقسیم کند.
ابتدا بازار را بررسی کند و شرایط کلی را بسنجد.
بعد مشخص کند چه سناریوهایی برای ورود دارد.
سپس فقط در صورت ایجاد شرایط موردنظر وارد معامله شود.
بعد از پایان بازه معاملاتی، عملکرد خود را ثبت کند و از بازار فاصله بگیرد.
این روش باعث میشود زمان حضور در بازار هدفمند باشد، نه اینکه فقط برای «شکار کردن» یک معامله، ساعتها به نمودار خیره شویم.
گاهی بهترین ترید، خاموش کردن نمودار است
این جمله شاید ساده به نظر برسد، اما اهمیت زیادی دارد.
اگر استراتژی شما امروز سیگنال مناسبی ندارد، هیچ دلیلی وجود ندارد که صرفاً برای داشتن یک معامله، بازار را مجبور کنید به شما فرصت بدهد.
اگر خسته هستید، تمرکز ندارید یا بعد از چند معامله احساساتی شدهاید، ادامه دادن میتواند خطرناک باشد.
کنار رفتن از بازار هم بخشی از معاملهگری است.
پس یک تریدر تازهکار چقدر باید پای نمودار باشد؟
برای فردی که تازه شروع کرده، بهتر است هدف اصلی در ابتدا «زیاد معامله کردن» نباشد.
زمان مشخصی برای آموزش، تمرین روی نمودار، بکتست و بررسی معاملات اختصاص داده شود.
بعد از اینکه استراتژی و سبک معاملاتی مشخص شد، میتوان زمان حضور را متناسب با همان سبک تنظیم کرد.
یک تازهکار اگر از همان ابتدا روزانه چندین ساعت بدون برنامه پای نمودار بنشیند، ممکن است بیشتر از اینکه مهارت کسب کند، با حجم زیادی از اطلاعات و تصمیمهای اضافی مواجه شود.
یادگیری هدفمند بهتر از خیره شدن طولانی به نمودار است.
جمعبندی
برای اینکه یک تریدر موفق باشیم، لازم نیست بیشترین زمان ممکن را پای نمودار بگذرانیم.
مدت زمان مناسب به سبک معاملاتی، تایمفریم، استراتژی و توانایی تمرکز فرد بستگی دارد.
اسکالپر معمولاً به حضور و تمرکز بیشتری نیاز دارد، در حالی که یک سوئینگ تریدر ممکن است با بررسیهای بسیار کمتر نیز بتواند استراتژی خود را اجرا کند.
مهمتر از تعداد ساعت، این است که زمان حضور ما در بازار هدف مشخصی داشته باشد.
اگر چند ساعت پای نمودار بودن باعث میشود بیشتر معامله کنیم، بیشتر استرس بگیریم یا قوانین خودمان را بیشتر زیر پا بگذاریم، احتمالاً زمان حضورمان بیش از نیاز است.
در نهایت، یک تریدر حرفهای تلاش نمیکند تمام روز بازار را تماشا کند.
او میداند چه زمانی باید بازار را بررسی کند، چه زمانی باید معامله کند و مهمتر از همه، چه زمانی باید نمودار را ببندد.
