یکی از مهمترین تصمیمها قبل از ورود به هر معامله، تعیین حد ضرر (Stop Loss) است.
حد ضرر قرار نیست فقط جلوی ضرر را بگیرد؛ محل قرار گرفتن آن میتواند روی نتیجه معامله تأثیر زیادی داشته باشد. اگر بیش از حد نزدیک باشد، ممکن است با یک نوسان عادی بازار فعال شود و معاملهگر را از معاملهای که هنوز معتبر است خارج کند. اگر هم بیش از حد دور باشد، میزان ضرر احتمالی بیش از اندازه افزایش پیدا میکند.
بنابراین سؤال اصلی این نیست که «حد ضرر را چند درصد پایینتر از ورود قرار دهیم؟» بلکه باید پرسید:
«در چه قیمتی سناریوی معاملاتی من دیگر اعتبار ندارد؟»
حد ضرر چیست؟
حد ضرر سفارشی است که برای خروج از معامله در صورت حرکت قیمت برخلاف انتظار معاملهگر تعیین میشود.
فرض کنید یک ارز را در قیمت ۱۰۰ دلار خریداری کردهاید و تحلیل شما بر این اساس است که قیمت باید از یک حمایت مشخص دفاع کند.
اگر قیمت به زیر آن حمایت برسد و ساختار موردنظر شما از بین برود، ممکن است تصمیم بگیرید معامله را ببندید.
در این حالت، حد ضرر بر اساس منطق تحلیل تعیین شده است، نه صرفاً بر اساس یک فاصله درصدی.
چرا حد ضرر خیلی نزدیک میتواند مشکلساز باشد؟
قیمت در بازار همیشه به صورت مستقیم حرکت نمیکند.
حتی وقتی روند کلی صعودی است، قیمت میتواند برای مدتی کاهش پیدا کند، نقدینگی جمع کند یا یک نوسان کوتاهمدت داشته باشد و سپس دوباره در جهت اصلی حرکت کند.
اگر حد ضرر دقیقاً در نزدیکی نقطه ورود قرار گرفته باشد، همین نوسان طبیعی میتواند معامله را ببندد.
برای مثال، اگر یک حمایت مهم در محدوده ۱۰۰ دلار قرار داشته باشد و شما در ۱۰۳ دلار وارد شوید، قرار دادن حد ضرر در ۱۰۲ دلار ممکن است منطقی نباشد؛ زیرا قیمت هنوز فرصت دارد نوسان کند و حتی حمایت را آزمایش کند.
اما اگر قیمت به شکل معناداری زیر حمایت قرار بگیرد، شرایط متفاوت خواهد بود.
حد ضرر باید پشت کدام سطح قرار بگیرد؟
یکی از روشهای منطقی برای تعیین حد ضرر این است که ابتدا ساختار بازار را پیدا کنید و سپس حد ضرر را در جایی قرار دهید که شکست آن، تحلیل شما را بیاعتبار کند.
در یک معامله خرید، این نقطه میتواند زیر یک کف مهم یا ناحیه حمایتی قرار داشته باشد.
در یک معامله فروش، حد ضرر میتواند بالای یک سقف مهم یا ناحیه مقاومتی قرار بگیرد.
در این روش، حد ضرر بخشی از تحلیل معامله است.
یعنی شما ابتدا میپرسید:
«اگر قیمت از این سطح عبور کند، آیا هنوز دلیلی برای باقی ماندن در معامله دارم؟»
اگر پاسخ منفی باشد، آن سطح میتواند کاندید مناسبی برای حد ضرر باشد.
حد ضرر را دقیقاً روی حمایت یا مقاومت قرار ندهیم
یکی از اشتباهات رایج، قرار دادن حد ضرر دقیقاً روی یک سطح واضح است.
فرض کنید حمایت یک ارز در محدوده ۱۰۰ دلار قرار دارد و حد ضرر را دقیقاً روی ۱۰۰ دلار قرار میدهید.
ممکن است قیمت برای مدت کوتاهی به زیر ۱۰۰ دلار نفوذ کند و دوباره به بالای آن برگردد.
اگر حد ضرر شما دقیقاً روی همان سطح قرار گرفته باشد، ممکن است معامله بسته شود و بعد قیمت در جهت مورد انتظار شما حرکت کند.
به همین دلیل، در بسیاری از شرایط بهتر است حد ضرر با توجه به نوسانات بازار، کمی پشت ناحیهای قرار بگیرد که شکست آن واقعاً سناریوی معامله را نقض میکند.
البته این فاصله نباید به صورت دلخواه و بیش از اندازه زیاد شود.
ATR چه کمکی به تعیین حد ضرر میکند؟
یکی از ابزارهایی که میتواند برای اندازهگیری نوسانات بازار استفاده شود، ATR یا Average True Range است.
ATR به معاملهگر کمک میکند بفهمد قیمت یک دارایی معمولاً چه میزان نوسان دارد.
اگر یک ارز در حالت عادی نوسانات نسبتاً بزرگی داشته باشد، قرار دادن حد ضرر بسیار نزدیک میتواند احتمال فعال شدن آن را افزایش دهد.
در مقابل، در بازاری با نوسان کمتر، فاصله حد ضرر میتواند متفاوت باشد.
بنابراین حد ضرر باید با رفتار و نوسان خود دارایی نیز هماهنگ باشد.
آیا حد ضرر را همیشه باید بر اساس درصد تعیین کنیم؟
یکی از روشهای ساده، تعیین حد ضرر با درصد ثابت است.
برای مثال، معاملهگر تصمیم میگیرد در هر معامله با ۳ یا ۵ درصد ضرر از معامله خارج شود.
این روش ساده است، اما همیشه با ساختار بازار هماهنگ نیست.
ممکن است یک ارز در شرایط عادی روزانه چند درصد نوسان داشته باشد. در چنین شرایطی حد ضرر ثابت ۳ درصد میتواند بیش از حد نزدیک باشد.
به همین دلیل، برای معاملات مبتنی بر تحلیل تکنیکال، بهتر است ساختار قیمت و نوسان بازار نیز در تعیین حد ضرر در نظر گرفته شود.
حد ضرر و حجم معامله به هم مرتبط هستند
یک نکته بسیار مهم این است که اگر حد ضرر را دورتر قرار میدهید، نباید الزاماً میزان ریسک خود را افزایش دهید.
راهحل میتواند کاهش حجم معامله باشد.
فرض کنید در یک معامله حاضرید حداکثر ۱۰۰ دلار ریسک کنید.
اگر حد ضرر نزدیک باشد، ممکن است بتوانید حجم بیشتری وارد معامله کنید.
اما اگر حد ضرر به دلیل ساختار بازار دورتر باشد، برای حفظ همان میزان ریسک باید حجم معامله را کاهش دهید.
به این ترتیب، فاصله حد ضرر و حجم معامله با یکدیگر ارتباط مستقیم دارند.
حد ضرر را بعد از ورود جابهجا نکنیم؟
یکی از رفتارهای خطرناک این است که معاملهگر بعد از نزدیک شدن قیمت به حد ضرر، آن را عقبتر ببرد.
مثلاً تحلیل اولیه میگوید اگر قیمت به ۹۵ دلار برسد، معامله دیگر اعتبار ندارد؛ اما وقتی قیمت به ۹۵ دلار نزدیک میشود، معاملهگر حد ضرر را به ۹۰ دلار منتقل میکند تا «فرصت بیشتری» به معامله بدهد.
اگر این کار بدون تغییر منطقی در ساختار بازار انجام شود، در واقع معاملهگر فقط در حال بزرگتر کردن ضرر احتمالی خود است.
حد ضرر باید بر اساس تحلیل تغییر کند، نه بر اساس ترس از پذیرفتن ضرر.
حد ضرر در بازار رنج چگونه تعیین میشود؟
در بازارهای رنج، قیمت بین حمایت و مقاومت حرکت میکند.
اگر معاملهگر نزدیک حمایت وارد خرید شود، حد ضرر میتواند در ناحیهای قرار بگیرد که شکست معتبر حمایت را نشان دهد.
قرار دادن حد ضرر وسط محدوده رنج معمولاً میتواند نسبت نامناسبی بین نقطه ورود و حد ضرر ایجاد کند.
به همین دلیل، شناخت ساختار بازار قبل از تعیین حد ضرر اهمیت زیادی دارد.
حد ضرر در معاملات فیوچرز اهمیت بیشتری دارد
در معاملات فیوچرز، تعیین حد ضرر اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا استفاده از لوریج باعث افزایش حساسیت معامله نسبت به تغییرات قیمت میشود.
در چنین معاملاتی، معاملهگر باید علاوه بر حد ضرر، قیمت لیکویید شدن و میزان اهرم را نیز در نظر بگیرد.
حد ضرر نباید آنقدر دیر تعیین شود که معامله پیش از رسیدن به آن با خطر لیکویید شدن مواجه شود.
از کجا بفهمیم حد ضررمان بیش از حد نزدیک است؟
اگر یک معامله در چندین موقعیت مختلف با نوسانهای کوچک فعال میشود و بعد قیمت در جهت مورد انتظار حرکت میکند، ممکن است حد ضرر بیش از حد نزدیک تعیین شده باشد.
در این شرایط باید بررسی کرد که آیا حد ضرر بر اساس ساختار واقعی بازار تعیین شده یا صرفاً برای محدود کردن درصد ضرر انتخاب شده است.
البته فعال شدن حد ضرر بهتنهایی به معنی اشتباه بودن آن نیست. بخشی از معاملات هر استراتژی میتوانند با حد ضرر بسته شوند.
از کجا بفهمیم حد ضرر بیش از حد دور است؟
اگر برای جلوگیری از فعال شدن حد ضرر، فاصله بسیار زیادی از نقطه ورود ایجاد کردهاید، باید حجم معامله را نیز متناسب با آن کاهش دهید.
حد ضرر بسیار دور میتواند باعث شود یک معامله ناموفق، ضرر بزرگی به سرمایه وارد کند.
بنابراین هدف این نیست که حد ضرر را آنقدر دور قرار دهیم که تقریباً هیچوقت فعال نشود.
هدف این است که حد ضرر در نقطهای قرار بگیرد که شکست آن واقعاً سناریوی معامله را زیر سؤال ببرد.
یک مثال ساده
فرض کنید قیمت یک ارز در یک روند صعودی قرار دارد و پس از اصلاح، در محدوده ۱۰۰ دلار حمایت میشود.
شما در ۱۰۳ دلار وارد معامله خرید میشوید.
اگر قیمت فقط تا ۱۰۱ دلار کاهش پیدا کند، هنوز حمایت ۱۰۰ دلاری حفظ شده است و سناریوی صعودی میتواند معتبر باشد.
اما اگر قیمت با شکست معتبر به زیر حمایت حرکت کند، تحلیل اولیه دیگر شرایط سابق را ندارد.
در چنین شرایطی ممکن است قرار دادن حد ضرر در محدودهای پایینتر از حمایت منطقیتر از قرار دادن آن درست روی نقطه ورود باشد.
البته فاصله دقیق به ساختار نمودار و میزان نوسان همان دارایی بستگی دارد.
جمعبندی
حد ضرر نباید بر اساس یک عدد تصادفی یا درصد ثابت تعیین شود.
مهمترین سؤال هنگام تعیین آن این است که:
«در چه قیمتی تحلیل من دیگر اعتبار ندارد؟»
پس ابتدا ساختار بازار، حمایت و مقاومت و میزان نوسان را بررسی کنید. سپس نقطهای را پیدا کنید که عبور قیمت از آن، سناریوی معاملاتی شما را نقض میکند.
در نهایت، حجم معامله را طوری تنظیم کنید که فاصله حد ضرر باعث افزایش بیش از حد ریسک نشود.
حد ضرر خوب، حد ضرری نیست که هیچوقت فعال نشود؛ حد ضرری است که در نقطه منطقیِ اشتباه شدن تحلیل قرار گرفته باشد.
