یکی از خطرناکترین اتفاقات در ترید زمانی رخ میدهد که یک معامله با ضرر بسته میشود و معاملهگر به جای اینکه ریسک خود را کاهش دهد، تصمیم میگیرد بیشتر ریسک کند تا ضرر قبلی را سریعتر جبران کند.
مثلاً ۱۰۰ دلار ضرر کردهایم و با خودمان میگوییم:
«معامله بعدی را بزرگتر میکنم تا همین ۱۰۰ دلار را پس بگیرم.»
اگر معامله دوم هم ضررده شود، ممکن است حجم معامله سوم را باز هم افزایش دهیم.
اینجاست که یک ضرر کوچک میتواند به یک زنجیره از تصمیمهای اشتباه تبدیل شود.
مشکل اصلی پول نیست؛ ذهنیت ماست
بعد از ضرر، مغز انسان معمولاً شرایط را با قبل از معامله متفاوت تجربه میکند.
وقتی معاملهای با ضرر بسته میشود، فقط پول از دست ندادهایم؛ احساس شکست، پشیمانی و میل به جبران نیز میتواند وارد تصمیمگیری شود.
در این شرایط، هدف معاملهگر بهتدریج از «اجرای درست استراتژی» به «پس گرفتن پولی که از دست دادهام» تغییر میکند.
این تغییر کوچک، میتواند رفتار معاملاتی را کاملاً عوض کند.
معامله انتقامی چیست؟
به معاملهای که با هدف جبران سریع ضرر قبلی و تحت تأثیر احساسات انجام میشود، معمولاً Revenge Trading یا معامله انتقامی گفته میشود.
فرض کنید یک معامله با ۲ درصد ضرر بسته شده است.
به جای اینکه منتظر موقعیت بعدی طبق استراتژی بمانیم، بلافاصله وارد معامله دیگری میشویم.
این بار ممکن است حجم را بیشتر کنیم چون میخواهیم ضرر قبلی را جبران کنیم.
اگر معامله دوم نیز شکست بخورد، فشار روانی بیشتر میشود و احتمال تصمیمهای هیجانی افزایش پیدا میکند.
مشکل اینجاست که بازار هیچ تعهدی برای پس دادن ضرر قبلی ما ندارد.
چرا میخواهیم ضرر را سریع جبران کنیم؟
ذهن انسان معمولاً ضرر را شدیدتر از یک سود هماندازه احساس میکند.
از دست دادن ۱۰۰ دلار ممکن است از نظر روانی بسیار آزاردهندهتر از به دست آوردن ۱۰۰ دلار باشد.
در نتیجه، بعد از ضرر ممکن است بخواهیم هرچه سریعتر به نقطه قبل برگردیم.
اما بازار بر اساس نیاز ما برای جبران ضرر حرکت نمیکند.
اگر استراتژی ما در شرایط فعلی موقعیت مناسبی ارائه نکند، ورود به معامله جدید صرفاً برای جبران ضرر میتواند ریسک غیرضروری ایجاد کند.
افزایش حجم بعد از ضرر چرا خطرناک است؟
فرض کنید سرمایه معاملاتی شما ۱۰ هزار دلار است و در معامله اول با ۱۰۰ دلار ضرر خارج میشوید.
اگر طبق برنامه قرار بوده در هر معامله حداکثر ۱۰۰ دلار ریسک کنید، منطقی نیست که در معامله بعدی به دلیل ضرر قبلی، ریسک را به ۲۰۰ یا ۳۰۰ دلار افزایش دهید.
زیرا در این حالت، یک معامله ناموفق دیگر میتواند ضرر شما را بزرگتر کند.
اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است برای جبران ضررهای قبلی مجبور شوید دائماً حجم معاملات را افزایش دهید.
این همان چرخهای است که میتواند حساب معاملاتی را به سرعت تحت فشار قرار دهد.
یک نکته مهم: برای جبران ضرر به سود بیشتری نیاز داریم
فرض کنید سرمایه شما ۱۰ هزار دلار است و ۱۰ درصد از آن را از دست میدهید.
حالا سرمایه شما ۹ هزار دلار است.
برای اینکه دوباره به ۱۰ هزار دلار برسید، دیگر ۱۰ درصد سود کافی نیست.
باید حدود ۱۱٫۱ درصد رشد کنید.
اگر افت سرمایه بیشتر شود، میزان بازده موردنیاز برای بازگشت نیز افزایش پیدا میکند.
به همین دلیل، جلوگیری از ضررهای بزرگ اهمیت زیادی دارد.
حفظ سرمایه، قبل از جبران سرمایه قرار دارد.
چند ضرر متوالی به معنی خراب بودن استراتژی نیست
فرض کنید یک استراتژی معاملاتی نرخ برد ۵۰ درصد دارد.
این به معنی آن نیست که معاملات سودده و ضررده حتماً یکیدرمیان اتفاق میافتند.
کاملاً ممکن است چند معامله متوالی ضررده شوند.
اگر معاملهگر بعد از دو یا سه ضرر تصور کند «استراتژی دیگر جواب نمیدهد» و شروع به تغییر قوانین یا افزایش حجم کند، ممکن است مشکل اصلی نه خود استراتژی، بلکه واکنش او به یک دوره طبیعی از ضررها باشد.
به همین دلیل، عملکرد استراتژی باید در تعداد مناسبی از معاملات بررسی شود، نه بر اساس چند معامله اخیر.
چطور بفهمیم بعد از ضرر داریم احساسی معامله میکنیم؟
یکی از نشانههای مهم این است که دلیل ورود به معامله بعدی با معاملات قبلی متفاوت شده باشد.
اگر قبل از ضرر فقط با شرایط مشخصی وارد میشدید اما بعد از ضرر با کوچکترین حرکت قیمت وارد بازار میشوید، احتمالاً تصمیمگیری شما تحت تأثیر احساسات قرار گرفته است.
افزایش ناگهانی حجم معامله نیز علامت مهمی است.
اگر بدون تغییر در استراتژی، صرفاً به دلیل ضرر قبلی حجم را بیشتر میکنید، در واقع میزان ریسک را برای جبران افزایش دادهاید.
احساس عجله نیز نشانه دیگری است.
اگر فکر میکنید «باید همین الان ضررم را پس بگیرم»، احتمالاً زمان مناسبی برای تصمیمگیری نیست.
بعد از یک ضرر چه کار کنیم؟
اولین کار این است که معامله قبلی را از معامله بعدی جدا کنیم.
ضرر معامله قبلی دیگر اتفاق افتاده است.
معامله بعدی نباید وظیفه جبران آن را داشته باشد.
سپس باید بررسی کنیم آیا معامله قبلی طبق قوانین استراتژی انجام شده یا خیر.
اگر معامله کاملاً مطابق برنامه بوده و صرفاً نتیجه آن ضررده شده است، لزوماً دلیلی برای تغییر استراتژی وجود ندارد.
اما اگر خارج از برنامه معامله کردهایم، باید دلیل آن را پیدا کنیم.
این تفاوت بسیار مهم است.
استراحت بعد از ضرر میتواند مفید باشد
اگر متوجه شدید که بعد از یک ضرر احساس عصبانیت، عجله یا میل شدید به جبران دارید، ادامه دادن معامله الزاماً تصمیم خوبی نیست.
یک فاصله کوتاه از بازار میتواند کمک کند تصمیم بعدی بر اساس شرایط بازار گرفته شود، نه نتیجه معامله قبلی.
حتی میتوان یک قانون شخصی تعریف کرد که اگر در یک روز به میزان مشخصی ضرر رسیدیم، ادامه معاملات آن روز متوقف شود.
هدف این قانون تنبیه معاملهگر نیست؛ هدف جلوگیری از تصمیمهای زنجیرهای و احساسی است.
ژورنال معاملاتی اینجا بسیار کاربردی است
اگر معاملات خود را ثبت کنید، میتوانید بعداً بررسی کنید که رفتار شما بعد از ضرر چگونه تغییر میکند.
ممکن است متوجه شوید بعد از اولین ضرر، تعداد معاملات شما افزایش پیدا میکند.
یا شاید ببینید حجم معاملات بعد از یک ضرر بیشتر میشود.
یا حتی متوجه شوید بهترین معاملات شما زمانی انجام شدهاند که بدون عجله و کاملاً طبق برنامه وارد شدهاید.
این اطلاعات به شما کمک میکند بفهمید مشکل دقیقاً کجاست.
به جای جبران ضرر، روی اجرای سیستم تمرکز کنید
یکی از تغییرات مهم ذهنی برای یک تریدر این است که نتیجه هر معامله را از کیفیت تصمیمگیری جدا کند.
ممکن است یک معامله کاملاً مطابق استراتژی باشد اما ضررده شود.
در مقابل، ممکن است یک معامله بدون تحلیل مناسب کاملاً تصادفی سودده شود.
اگر فقط نتیجه مالی را معیار قرار دهیم، ممکن است از یک تصمیم بد درس اشتباهی بگیریم.
هدف باید این باشد:
«آیا قوانین سیستمم را درست اجرا کردم؟»
نه اینکه:
«آیا این معامله پولم را برگرداند؟»
جمعبندی
افزایش ریسک بعد از ضرر معمولاً از یک اشتباه ذهنی شروع میشود:
«باید پولم را پس بگیرم.»
از اینجا ممکن است حجم معاملات افزایش پیدا کند، قوانین نادیده گرفته شوند و معاملهگر وارد چرخهای از معاملات انتقامی شود.
راهحل، تلاش برای جبران سریع نیست.
باید معامله قبلی را از معامله بعدی جدا کرد، میزان ریسک را طبق برنامه حفظ کرد و اجازه نداد نتیجه یک معامله، اندازه معامله بعدی را تعیین کند.
ضرر بخشی از معاملهگری است؛ اما تبدیل یک ضرر کوچک به یک ضرر بزرگ معمولاً نتیجه تصمیمی است که بعد از آن ضرر گرفتهایم.
در بازار، همیشه نمیتوانیم کنترل کنیم که کدام معامله برنده یا بازنده شود؛ اما میتوانیم کنترل کنیم که بعد از یک ضرر، چه تصمیمی بگیریم.
