چرا وقتی معامله نداریم، احساس می‌کنیم از بازار عقب مانده‌ایم؟
بازگشت

چرا وقتی معامله نداریم، احساس می‌کنیم از بازار عقب مانده‌ایم؟

نوشتار توسط: تحریریه پیشرو

در نگاه اول، معامله نکردن باید ساده باشد. وقتی موقعیت مناسبی وجود ندارد، منطقی است که کنار بازار بمانیم و منتظر فرصت بعدی شویم.

اما در عمل، برای بسیاری از معامله‌گران این کار دشوار است.

وقتی بازار در حال حرکت است و ما هیچ پوزیشنی نداریم، ممکن است مدام با خودمان فکر کنیم:

«نکند الان بهترین فرصت بازار است؟»

«اگر الان وارد نشوم، این حرکت را از دست می‌دهم.»

«همه دارند سود می‌کنند و من فقط نشسته‌ام.»

این احساس می‌تواند معامله‌گر را وادار کند وارد موقعیتی شود که اگر بازار آرام بود، احتمالاً اصلاً آن را معامله نمی‌کرد.

به این حالت می‌توان ترس از جا ماندن یا FOMO نگاه کرد؛ اما در ترید، مسئله فقط ترس از دست دادن سود نیست. گاهی مسئله عمیق‌تر است: احساس می‌کنیم اگر در بازار حضور نداشته باشیم، در حال از دست دادن فرصت هستیم.

چرا نداشتن معامله برایمان سخت است؟

یکی از دلایل اصلی این است که ذهن ما معمولاً حرکت قیمت را با فرصت سود اشتباه می‌گیرد.

مثلاً بیت‌کوین چند درصد رشد می‌کند و ما هیچ معامله‌ای نداریم.

از نظر منطقی، هیچ پولی از دست نداده‌ایم.

اما ذهن ممکن است این‌طور برداشت کند:

«می‌توانستم این مقدار سود کنم.»

در نتیجه، سودی که هرگز متعلق به ما نبوده، در ذهنمان تبدیل به یک «ضرر» می‌شود.

همین احساس می‌تواند فشار ایجاد کند که برای حرکت بعدی حتماً وارد بازار شویم.

بازار همیشه در حال حرکت است؛ اما این به معنی وجود فرصت نیست

قیمت دائماً بالا و پایین می‌شود.

اما هر حرکت قیمت الزاماً یک موقعیت معاملاتی مناسب نیست.

ممکن است قیمت در حال رشد باشد، اما نقطه ورود مناسبی وجود نداشته باشد.

ممکن است حد ضرر منطقی فاصله زیادی داشته باشد.

ممکن است تارگت به اندازه کافی دور نباشد.

یا شرایط کلی بازار با استراتژی شما سازگار نباشد.

بنابراین حرکت کردن بازار و مناسب بودن بازار برای معامله دو چیز متفاوت هستند.

مشکل مقایسه خودمان با دیگران

شبکه‌های اجتماعی این مشکل را شدیدتر کرده‌اند.

وقتی مدام پست‌ها و استوری‌هایی را می‌بینیم که در آن افراد از سودهای بزرگ، معاملات موفق و نقاط ورود عالی صحبت می‌کنند، ممکن است تصور کنیم همه در حال سود کردن هستند و فقط ما بیرون بازار مانده‌ایم.

اما چیزی که نمی‌بینیم، معاملات ضررده، تصمیم‌های اشتباه و موقعیت‌هایی است که آن افراد نیز از دست داده‌اند.

مقایسه کردن عملکرد واقعی خودمان با ویترین معاملات دیگران می‌تواند فشار زیادی برای معامله کردن ایجاد کند.

FOMO چگونه به یک معامله بد تبدیل می‌شود؟

فرض کنید قیمت یک ارز از ۱۰۰ دلار به ۱۱۵ دلار رسیده است.

در ۱۰۰ دلار هیچ معامله‌ای نکرده‌اید.

حالا در ۱۱۵ دلار احساس می‌کنید از بازار عقب مانده‌اید.

به جای اینکه منتظر یک موقعیت مناسب بمانید، وارد معامله می‌شوید چون نمی‌خواهید حرکت بعدی را از دست بدهید.

اما ممکن است قیمت کمی بعد اصلاح کند.

در این حالت، شما نه‌تنها حرکت قبلی را از دست داده‌اید، بلکه برای جبران آن وارد نقطه‌ای شده‌اید که شاید دیگر نسبت ریسک به ریوارد مناسبی نداشته باشد.

ترس از دست دادن فرصت می‌تواند باعث شود دقیقاً در جایی وارد شویم که دیگر فرصت خوبی وجود ندارد.

چرا بعد از یک حرکت شدید، تمایل به ورود بیشتر می‌شود؟

حرکت‌های سریع قیمت از نظر روانی جذاب هستند.

وقتی یک کندل بزرگ صعودی یا نزولی روی نمودار شکل می‌گیرد، توجه معامله‌گر را به خود جلب می‌کند.

ذهن بلافاصله شروع می‌کند به ساختن سناریو:

«اگر الان بخرم، شاید باز هم بالا برود.»

مشکل این است که ما معمولاً بعد از وقوع حرکت درباره آن تصمیم می‌گیریم، در حالی که بخش مهمی از حرکت قبلاً اتفاق افتاده است.

این همان جایی است که تعقیب قیمت می‌تواند شروع شود.

تعقیب قیمت چیست؟

تعقیب قیمت یعنی معامله‌گر به جای اینکه منتظر رسیدن بازار به شرایط موردنظر خود باشد، خودش را با قیمت هماهنگ می‌کند.

قیمت بالا می‌رود؛ او می‌خرد.

قیمت بیشتر بالا می‌رود؛ حجم بیشتری اضافه می‌کند.

قیمت کمی اصلاح می‌کند؛ مضطرب می‌شود.

و اگر قیمت دوباره افزایش پیدا کند، احساس می‌کند تصمیمش درست بوده است.

این رفتار می‌تواند معامله‌گر را از یک سیستم مشخص دور کند.

یک تریدر منظم باید بتواند بگوید:

«اگر قیمت بدون ایجاد شرایط ورود من حرکت کرد، آن معامله دیگر معامله من نیست.»

از دست دادن یک معامله، ضرر نیست

این شاید مهم‌ترین نکته این مقاله باشد.

فرض کنید یک ارز از ۱۰۰ به ۱۲۰ دلار رسیده و شما هیچ معامله‌ای نداشته‌اید.

اگر از ابتدا در بازار نبوده‌اید، آن ۲۰ دلار سود متعلق به شما نبوده است.

بنابراین شما ۲۰ دلار ضرر نکرده‌اید.

فقط یک فرصت معاملاتی را از دست داده‌اید.

این تفاوت ذهنی بسیار مهم است.

اگر هر فرصت ازدست‌رفته را ضرر در نظر بگیریم، بازار می‌تواند ما را دائماً تحت فشار قرار دهد تا برای جبران «ضررهایی که اصلاً وجود نداشته‌اند» معامله کنیم.

یک تریدر حرفه‌ای قرار نیست تمام حرکت‌ها را بگیرد

هیچ معامله‌گری نمی‌تواند تمام سقف‌ها و کف‌های بازار را شکار کند.

گاهی بازار بدون اینکه شرایط مناسب استراتژی شما را ایجاد کند حرکت می‌کند.

این کاملاً طبیعی است.

هدف یک تریدر این نیست که در تمام حرکات بازار حضور داشته باشد.

هدف این است که در موقعیت‌هایی که مزیت معاملاتی دارد، تصمیم مناسبی بگیرد.

ممکن است از ده حرکت بزرگ بازار، فقط دو یا سه حرکت مناسب استراتژی شما باشند.

همان‌ها کافی هستند؛ به شرطی که بتوانید از اجرای درست آن‌ها بهره ببرید.

چطور با احساس عقب ماندن از بازار مقابله کنیم؟

اول باید قوانین ورود خود را از قبل مشخص کنیم.

وقتی بدانیم دقیقاً چه شرایطی برای ورود لازم است، تصمیم‌گیری در لحظه آسان‌تر می‌شود.

اگر بازار حرکت کرد اما شرایط استراتژی ایجاد نشد، می‌توانیم بدون احساس شکست از معامله صرف‌نظر کنیم.

داشتن سناریوهای از پیش تعیین‌شده نیز کمک می‌کند.

مثلاً به جای اینکه بگوییم:

«باید همین الان وارد شوم.»

می‌توانیم بگوییم:

«اگر قیمت به این ناحیه رسید و شرایط مشخص من ایجاد شد، معامله را بررسی می‌کنم.»

در این حالت، تصمیم از دست بازار خارج می‌شود و دوباره به سیستم معاملاتی برمی‌گردد.

بعد از یک حرکت بزرگ، عجله نکنیم

یکی از بهترین زمان‌ها برای کنترل FOMO، دقیقاً بعد از یک حرکت شدید بازار است.

وقتی قیمت در مدت کوتاهی افزایش یا کاهش قابل توجهی داشته، به جای ورود فوری، باید بررسی کنیم که آیا هنوز نقطه ورود مناسبی وجود دارد یا خیر.

ممکن است بازار پولبک ایجاد کند.

ممکن است وارد رنج شود.

ممکن است حرکت ادامه پیدا کند.

هیچ‌کدام از این سناریوها نیازمند ورود فوری نیستند.

صبر کردن به معنی از دست دادن بازار نیست؛ گاهی صبر کردن یعنی منتظر شدن برای معامله‌ای با شرایط بهتر.

برای خودمان «شرایط عدم معامله» تعریف کنیم

بسیاری از معامله‌گران فقط قوانین ورود دارند.

اما داشتن قوانینی برای وارد نشدن نیز اهمیت زیادی دارد.

اگر نسبت ریسک به ریوارد مناسب نیست، معامله نمی‌کنیم.

اگر بازار بیش از حد نامشخص است، معامله نمی‌کنیم.

اگر قیمت از نقطه ورود موردنظر بیش از حد فاصله گرفته، معامله را تعقیب نمی‌کنیم.

اگر فقط به دلیل ترس از جا ماندن می‌خواهیم وارد شویم، معامله نمی‌کنیم.

این قوانین می‌توانند جلوی تعداد زیادی از تصمیم‌های احساسی را بگیرند.

چگونه بفهمیم FOMO داریم؟

یک سؤال ساده می‌تواند کمک‌کننده باشد:

«اگر این حرکت قیمت را ندیده بودم، آیا در این نقطه باز هم وارد معامله می‌شدم؟»

اگر پاسخ منفی است، احتمالاً چیزی که شما را به سمت معامله می‌کشاند، تحلیل نیست؛ بلکه ترس از دست دادن حرکت است.

سؤال دیگری هم می‌توان پرسید:

«اگر الان پوزیشن نداشته باشم، چه چیزی مجبورم می‌کند وارد شوم؟»

اگر پاسخ مشخصی بر اساس استراتژی وجود ندارد، شاید بهترین تصمیم این باشد که فعلاً معامله نکنیم.

ژورنال معاملاتی اینجا چه کمکی می‌کند؟

ثبت معاملات فقط برای بررسی سود و ضرر نیست.

می‌توان احساسات و دلیل ورود را نیز ثبت کرد.

اگر بعد از مدتی متوجه شوید بسیاری از معاملات ضعیف شما زمانی انجام شده‌اند که بازار قبل از ورودتان حرکت شدیدی داشته، یک الگوی رفتاری مهم پیدا کرده‌اید.

این اطلاعات می‌تواند به شما نشان دهد مشکل دقیقاً کجاست.

جمع‌بندی

احساس عقب ماندن از بازار معمولاً زمانی ایجاد می‌شود که حرکت قیمت را با فرصت ازدست‌رفته یا حتی ضرر اشتباه می‌گیریم.

بازار هر روز حرکت‌های زیادی دارد، اما هیچ معامله‌گری قرار نیست همه آن‌ها را بگیرد.

مشکل از جایی شروع می‌شود که برای جبران یک حرکت ازدست‌رفته، قوانین خودمان را کنار می‌گذاریم و وارد معامله‌ای می‌شویم که از ابتدا در برنامه ما وجود نداشته است.

یک تریدر حرفه‌ای می‌داند که نداشتن معامله، به خودی خود نشانه شکست نیست.

گاهی بهترین تصمیم این است که بازار حرکت خودش را انجام دهد و ما منتظر بمانیم تا شرایطی ایجاد شود که واقعاً با استراتژی ما سازگار باشد.

قرار نیست تمام حرکت‌های بازار را شکار کنیم؛ قرار است فقط حرکت‌هایی را معامله کنیم که ارزش ریسک کردن دارند.

چرا وقتی معامله نداریم، احساس می‌کنیم از بازار عقب مانده‌ایم؟ | پیشرو سرمایه