یکی از مهمترین اشتباهات در معاملهگری این است که تریدر ابتدا تصمیم بگیرد چقدر پول وارد معامله کند و بعد به ریسک آن فکر کند.
در واقع، یک تریدر حرفهای معمولاً از مسیر برعکس حرکت میکند.
او ابتدا مشخص میکند در صورت اشتباه بودن تحلیل، حداکثر چه مقدار از سرمایهاش حاضر است از دست بدهد و سپس بر اساس حد ضرر، حجم مناسب معامله را محاسبه میکند.
این تفاوت ساده میتواند تأثیر زیادی روی دوام یک معاملهگر در بازار داشته باشد.
چرا نباید تمام سرمایه را وارد یک معامله کنیم؟
هیچ تحلیل و استراتژیای بدون خطا نیست.
حتی اگر یک موقعیت معاملاتی از نظر شما بسیار مناسب باشد، همچنان احتمال دارد بازار برخلاف انتظار حرکت کند.
اگر بخش بزرگی از سرمایه را در یک معامله قرار دهید، یک حرکت نامطلوب میتواند آسیب قابل توجهی به کل حساب وارد کند.
برای مثال، اگر ۵۰ درصد سرمایه خود را وارد یک معامله کنید و آن معامله ۲۰ درصد ضرر کند، تنها روی همان معامله ۱۰ درصد از کل سرمایه شما تحت تأثیر قرار گرفته است.
اما اگر تقریباً تمام سرمایه درگیر باشد، همان حرکت میتواند تأثیر بسیار بزرگتری روی حساب داشته باشد.
بنابراین هدف مدیریت سرمایه این است که یک معامله ناموفق نتواند سرمایه معاملاتی شما را به شکل جدی آسیبپذیر کند.
میزان سرمایه مناسب برای هر معامله چقدر است؟
یک عدد ثابت برای همه معاملهگران وجود ندارد.
مقدار مناسب به اندازه حساب، استراتژی، تعداد معاملات، میزان نوسان بازار و مهمتر از همه ریسک قابل قبول معاملهگر بستگی دارد.
یکی از روشهای رایج این است که معاملهگر برای هر معامله تنها بخش کوچکی از کل سرمایه خود را در معرض ریسک قرار دهد.
برای مثال، فرض کنید سرمایه معاملاتی شما ۱۰ هزار دلار است و تصمیم گرفتهاید حداکثر یک درصد سرمایه را در هر معامله ریسک کنید.
در این صورت حداکثر ضرر قابل قبول شما در آن معامله برابر با:
۱۰۰ دلار
خواهد بود.
نکته مهم این است که این ۱۰۰ دلار، مقدار سرمایه واردشده به معامله نیست؛ بلکه حداکثر ضرری است که در صورت رسیدن قیمت به حد ضرر میپذیرید.
تفاوت «سرمایه معامله» و «سرمایه در معرض ریسک»
این دو مفهوم را نباید با هم اشتباه گرفت.
فرض کنید ۱۰ هزار دلار سرمایه دارید و میخواهید فقط ۱ درصد سرمایه را ریسک کنید.
پس حداکثر ضرر شما ۱۰۰ دلار است.
حالا اگر حد ضرر معامله ۵ درصد پایینتر از نقطه ورود قرار گرفته باشد، نمیتوانید صرفاً ۱۰۰ دلار وارد معامله کنید؛ چون ۵ درصد از ۱۰۰ دلار فقط ۵ دلار میشود.
در عوض، با توجه به فاصله حد ضرر، باید حجم معامله را طوری تعیین کنید که اگر حد ضرر فعال شد، ضرر نهایی تقریباً همان ۱۰۰ دلار باشد.
این یعنی حجم معامله از میزان ریسک و فاصله حد ضرر به دست میآید.
فرمول ساده تعیین حجم معامله
برای یک معامله ساده میتوان از این رابطه استفاده کرد:
حجم معامله = مقدار ریسک قابل قبول ÷ فاصله حد ضرر
فرض کنید سرمایه شما ۱۰ هزار دلار است و حداکثر ریسک شما یک درصد، یعنی ۱۰۰ دلار، تعیین شده است.
اگر فاصله نقطه ورود تا حد ضرر ۵ درصد باشد، حجم اسمی معامله تقریباً برابر با:
۱۰۰ ÷ ۰٫۰۵ = ۲۰۰۰ دلار
خواهد بود.
یعنی میتوانید حدود ۲ هزار دلار وارد معامله کنید، بهطوری که در صورت رسیدن قیمت به حد ضرر، ضرر شما حدود ۱۰۰ دلار باشد؛ البته در عمل کارمزد، اسلیپیج و شرایط اجرای سفارش نیز باید در نظر گرفته شوند.
اگر حد ضرر دورتر باشد چه اتفاقی میافتد؟
فرض کنید همان ۱۰ هزار دلار سرمایه و همان ۱۰۰ دلار ریسک را دارید.
اگر حد ضرر به جای ۵ درصد، ۱۰ درصد با نقطه ورود فاصله داشته باشد، برای حفظ همان میزان ریسک باید حجم معامله کاهش پیدا کند.
در این حالت:
۱۰۰ ÷ ۰٫۱۰ = ۱۰۰۰ دلار
بنابراین با وجود اینکه حد ضرر دورتر شده، میزان ریسک شما همچنان ۱۰۰ دلار باقی مانده است.
این یکی از مهمترین اصول مدیریت سرمایه است:
حد ضرر بزرگتر لزوماً به معنی ریسک بیشتر نیست؛ به شرطی که حجم معامله متناسب با آن کاهش پیدا کند.
چرا درصد ثابتی از سرمایه را ریسک میکنیم؟
فرض کنید دو معامله اول شما با ضرر بسته شوند.
اگر در هر معامله مقدار ثابتی از سرمایه را به خطر انداخته باشید، کنترل افت سرمایه آسانتر خواهد بود.
اما اگر بعد از هر ضرر حجم معاملات را افزایش دهید، ممکن است وارد چرخهای شوید که هر معامله جدید آسیب بیشتری به حساب وارد کند.
به همین دلیل بسیاری از معاملهگران از یک درصد ریسک مشخص برای هر معامله استفاده میکنند.
این درصد میتواند بر اساس استراتژی و میزان تحمل ریسک فرد متفاوت باشد و الزاماً یک عدد یکسان برای همه وجود ندارد.
بعد از چند ضرر متوالی چه اتفاقی میافتد؟
یکی از مزیتهای ریسک محدود این است که چند معامله ناموفق لزوماً حساب را نابود نمیکند.
فرض کنید در هر معامله فقط یک درصد از سرمایه اولیه خود را ریسک کنید.
حتی اگر چند معامله متوالی با حد ضرر بسته شوند، بخش عمده سرمایه همچنان باقی میماند و امکان ادامه فعالیت وجود دارد.
این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا هیچ استراتژیای قرار نیست در تمام معاملات موفق باشد.
تریدر باید بتواند دورههای ناموفق استراتژی خود را نیز تحمل کند.
چرا افزایش حجم بعد از ضرر خطرناک است؟
یکی از رفتارهای بسیار خطرناک در معاملهگری، افزایش حجم با هدف جبران ضرر قبلی است.
فرض کنید معاملهای با ۱۰۰ دلار ضرر بسته شده است.
معاملهگر برای اینکه این ضرر را سریع جبران کند، در معامله بعدی به جای ۱۰۰ دلار، ۲۰۰ یا ۳۰۰ دلار ریسک میکند.
اگر معامله دوم نیز ناموفق باشد، فشار روانی و مالی بیشتر میشود.
در این شرایط ممکن است حجم معامله سوم حتی بیشتر شود.
این رفتار میتواند به یک چرخه خطرناک تبدیل شود.
هدف مدیریت سرمایه جبران سریع ضرر نیست؛ هدف جلوگیری از تبدیل یک ضرر قابل کنترل به یک ضرر سنگین است.
آیا باید در تمام معاملات دقیقاً یک مقدار ریسک کنیم؟
نه الزاماً.
برخی معاملهگران بر اساس کیفیت موقعیت، نوسان بازار یا شرایط استراتژی، میزان ریسک را تغییر میدهند.
اما برای معاملهگران تازهکار، داشتن یک چارچوب مشخص معمولاً تصمیمگیری را سادهتر میکند.
مهمتر از اینکه دقیقاً چه درصدی انتخاب میکنید، این است که قبل از معامله بدانید حداکثر چه مقدار از سرمایه را حاضر به از دست دادن هستید.
سرمایه کل یا سرمایه معاملاتی؟
در مدیریت سرمایه باید بین کل داراییهای مالی فرد و سرمایهای که واقعاً برای معاملهگری اختصاص داده شده تفاوت قائل شد.
پولی که برای هزینههای زندگی، بدهیها یا نیازهای ضروری کنار گذاشته شده، نباید صرفاً به دلیل جذابیت بازار وارد معاملات پرریسک شود.
سرمایه معاملاتی باید مقداری باشد که فرد توانایی پذیرش نوسانات و زیان احتمالی آن را داشته باشد.
در معاملات فیوچرز این موضوع مهمتر میشود
در معاملات اهرمی، مقدار سرمایه واردشده به تنهایی نشاندهنده ریسک واقعی نیست.
لوریج میتواند اندازه موقعیت معاملاتی را نسبت به سرمایه اولیه افزایش دهد و در نتیجه تغییرات کوچک قیمت تأثیر بزرگتری روی موجودی حساب داشته باشند.
به همین دلیل در فیوچرز باید همزمان به اندازه پوزیشن، فاصله حد ضرر، میزان ریسک و قیمت لیکویید شدن توجه کرد.
استفاده از لوریج بالا نباید بهانهای برای افزایش ریسک هر معامله باشد.
یک مثال کامل
فرض کنید سرمایه معاملاتی شما ۵ هزار دلار است.
تصمیم گرفتهاید حداکثر یک درصد سرمایه را در هر معامله ریسک کنید.
بنابراین حداکثر ضرر قابل قبول شما:
۵۰۰۰ × ۱٪ = ۵۰ دلار
است.
حالا فرض کنید یک موقعیت معاملاتی پیدا کردهاید که فاصله نقطه ورود تا حد ضرر آن ۴ درصد است.
حجم معامله تقریبی شما میتواند برابر باشد با:
۵۰ ÷ ۰٫۰۴ = ۱۲۵۰ دلار
در نتیجه، به جای اینکه به صورت تصادفی مثلاً ۲ هزار یا ۳ هزار دلار وارد معامله شوید، ابتدا ریسک خود را مشخص کردهاید و سپس حجم مناسب را به دست آوردهاید.
اگر حد ضرر فعال شود، ضرر برنامهریزیشده شما حدود ۵۰ دلار خواهد بود.
اشتباه رایج: «هرچه معامله مطمئنتر باشد، حجم بیشتری میزنم»
یکی از خطرناکترین جملات در معاملهگری این است:
«این معامله خیلی مطمئن است، پس این بار حجم بیشتری وارد میکنم.»
بازار به معاملهگر تضمین نمیدهد.
حتی بهترین موقعیتهای معاملاتی نیز میتوانند شکست بخورند.
به همین دلیل میزان اطمینان ذهنی نباید جایگزین سیستم مدیریت سرمایه شود.
اگر قرار است ریسک هر معامله یک درصد باشد، نباید صرفاً به دلیل احساس اطمینان، یک معامله را با پنج یا ده درصد ریسک باز کرد.
اگر چند معامله همزمان داشته باشیم چه؟
این موضوع نیز اهمیت زیادی دارد.
فرض کنید پنج معامله مختلف باز کردهاید و در هرکدام یک درصد ریسک دارید.
روی کاغذ، هر معامله فقط یک درصد ریسک دارد.
اما اگر این پنج ارز همگی به حرکت بیتکوین یا یک عامل مشترک وابسته باشند، ممکن است در واقعیت ریسک شما بسیار بیشتر از چیزی باشد که تصور میکنید.
بنابراین باید ریسک مجموع معاملات باز را نیز در نظر گرفت، نه فقط ریسک هر معامله به صورت جداگانه.
جمعبندی
تعیین مقدار سرمایه برای هر معامله نباید با این سؤال شروع شود که:
«چقدر پول وارد کنم؟»
سؤال بهتر این است:
«اگر این معامله اشتباه باشد، حداکثر چقدر حاضر به ضرر هستم؟»
بعد از تعیین میزان ریسک، با توجه به فاصله نقطه ورود تا حد ضرر میتوان حجم مناسب معامله را محاسبه کرد.
به این ترتیب، اگر حد ضرر نزدیکتر باشد، امکان استفاده از حجم بیشتری وجود دارد و اگر حد ضرر دورتر باشد، حجم معامله کاهش پیدا میکند؛ در حالی که میزان ریسک ثابت میماند.
در نهایت، هدف مدیریت سرمایه این نیست که هیچ معاملهای ضررده نباشد.
هدف این است که یک معامله بد نتواند سرمایه شما را از بازی خارج کند.
