در ترید، همیشه بیشتر معامله کردن به معنی بیشتر سود کردن نیست.
گاهی معاملهگر بعد از چند ساعت بررسی نمودار، به جای اینکه فقط موقعیتهای مناسب را انتخاب کند، پشت سر هم وارد معاملات مختلف میشود. ممکن است بعضی از این معاملات هیچ مزیت مشخصی نداشته باشند و صرفاً به دلیل هیجان، بیحوصلگی یا تلاش برای جبران ضرر قبلی انجام شوند.
به این رفتار اورتریدینگ (Overtrading) یا بیشمعاملهگری گفته میشود.
اورتریدینگ یکی از مشکلات رایج معاملهگران است و میتواند حتی یک استراتژی مناسب را نیز به نتیجهای ضعیف برساند.
اورتریدینگ دقیقاً چیست؟
اورتریدینگ یعنی معاملهگر بیشتر از چیزی که استراتژی، شرایط بازار یا برنامه معاملاتی او توجیه میکند، وارد معامله شود.
برای مثال، فرض کنید استراتژی شما در یک روز به طور معمول دو یا سه موقعیت مناسب ایجاد میکند.
اگر معاملهگر به دلیل اینکه بازار آرام است یا میخواهد بیشتر سود کند، شروع به باز کردن ۱۰ یا ۱۵ معامله کند، احتمال زیادی وجود دارد که بخشی از این معاملات خارج از چارچوب استراتژی او باشند.
بنابراین اورتریدینگ صرفاً با تعداد معاملات مشخص نمیشود.
ممکن است یک معاملهگر در یک روز فقط سه معامله انجام دهد و همچنان اورتریدینگ کند، در حالی که معاملهگر دیگری در همان روز ۱۰ معامله داشته باشد و همه آنها کاملاً مطابق استراتژیاش باشند.
معیار اصلی، فاصله گرفتن از برنامه معاملاتی است.
چرا تریدرها دچار اورتریدینگ میشوند؟
یکی از دلایل اصلی اورتریدینگ، تصور اشتباه درباره رابطه بین تعداد معاملات و میزان سود است.
برخی معاملهگران فکر میکنند هرچه بیشتر معامله کنند، فرصت بیشتری برای سود کردن خواهند داشت.
اما هر معامله جدید علاوه بر فرصت سود، یک فرصت جدید برای ضرر، تصمیم اشتباه و ورود در شرایط نامناسب نیز ایجاد میکند.
گاهی نیز معاملهگر بعد از یک ضرر تلاش میکند خیلی سریع آن را جبران کند.
مثلاً در یک معامله ۱۰۰ دلار ضرر کرده و بلافاصله به دنبال معامله بعدی میگردد تا همان ۱۰۰ دلار را پس بگیرد.
اگر معامله دوم نیز بدون تحلیل کافی انجام شود، ممکن است ضرر بیشتری ایجاد کند و معاملهگر وارد یک چرخه خطرناک شود.
اورتریدینگ بعد از چند معامله موفق هم اتفاق میافتد
اورتریدینگ فقط نتیجه ضرر کردن نیست.
گاهی چند معامله موفق باعث ایجاد اعتمادبهنفس بیش از حد میشود.
معاملهگر تصور میکند شرایط بازار را بهخوبی فهمیده و میتواند موقعیتهای بیشتری را شکار کند.
در نتیجه، استانداردهای ورود خود را پایین میآورد.
معاملهای که در حالت عادی به دلیل کیفیت پایین کنار گذاشته میشد، حالا وارد برنامه معاملاتی میشود.
این رفتار میتواند سود چند معامله قبلی را نیز از بین ببرد.
از کجا بفهمیم بیش از حد معامله میکنیم؟
یکی از واضحترین نشانهها این است که تعداد معاملات شما بدون دلیل مشخص افزایش پیدا کرده است.
اگر در گذشته فقط زمانی وارد معامله میشدید که شرایط مشخصی در نمودار ایجاد میشد، اما اکنون برای پیدا کردن موقعیت، مدام بین ارزهای مختلف جابهجا میشوید، احتمال دارد وارد چرخه اورتریدینگ شده باشید.
نشانه دیگر، ورود به معامله بدون داشتن دلیل مشخص است.
اگر بعد از باز کردن یک پوزیشن نتوانید بهوضوح توضیح دهید چرا وارد آن شدهاید، این معامله احتمالاً بخشی از یک تصمیم برنامهریزیشده نبوده است.
اگر بعد از هر ضرر فوراً معامله میکنیم، باید مراقب باشیم
یکی از خطرناکترین شکلهای اورتریدینگ، معاملات انتقامی (Revenge Trading) است.
در این حالت، هدف معاملهگر دیگر اجرای استراتژی نیست؛ بلکه تلاش برای پس گرفتن پولی است که در معامله قبلی از دست داده است.
فرض کنید معاملهای با ضرر بسته شده است.
به جای اینکه معاملهگر شرایط بازار را دوباره بررسی کند، چند دقیقه بعد وارد معامله دیگری میشود.
اگر معامله دوم هم ضررده شود، ممکن است حجم معامله سوم را افزایش دهد.
در این مرحله، تصمیمگیری از منطق معاملاتی فاصله گرفته و تحت تأثیر احساسات قرار گرفته است.
اگر مدام نمودار را عوض میکنیم چه؟
یکی دیگر از نشانههای اورتریدینگ، جستوجوی دائمی برای پیدا کردن معامله است.
معاملهگر چندین ارز را همزمان زیر نظر میگیرد، تایمفریمهای مختلف را تغییر میدهد و مدام به دنبال سیگنالی میگردد که بتواند وارد بازار شود.
مشکل اینجاست که وقتی هدف شما «پیدا کردن یک معامله» باشد، ممکن است در نهایت بازاری را پیدا کنید که مجبور شوید در آن معامله کنید.
در حالی که یک تریدر منظم ابتدا شرایط مناسب را تعریف میکند و فقط زمانی وارد بازار میشود که بازار آن شرایط را فراهم کند.
آیا زیاد بودن زمان حضور پشت نمودار نشانه اورتریدینگ است؟
لزوماً نه.
ممکن است یک معاملهگر ساعتها بازار را بررسی کند اما فقط یک معامله انجام دهد.
مشکل زمانی ایجاد میشود که زمان زیاد پای نمودار باعث افزایش معاملات بدون کیفیت شود.
بازار همیشه فرصت معاملاتی مناسب ارائه نمیدهد.
گاهی ممکن است چند ساعت هیچ موقعیت قابل قبولی وجود نداشته باشد.
توانایی صبر کردن در چنین شرایطی بخشی از مهارت معاملهگری است.
اورتریدینگ چه تأثیری روی سرمایه دارد؟
هر معامله هزینه و ریسک خودش را دارد.
کارمزد معاملات، اسپرد و در برخی شرایط اسلیپیج میتوانند در تعداد زیاد معاملات روی نتیجه نهایی تأثیر بگذارند.
از طرف دیگر، هرچه تعداد معاملات بدون مزیت مشخص بیشتر شود، احتمال تصمیمهای اشتباه نیز افزایش پیدا میکند.
ممکن است یک استراتژی در صورت اجرای منظم عملکرد مناسبی داشته باشد، اما وقتی معاملهگر خارج از قوانین آن وارد معاملات متعدد شود، نتیجه کلی تغییر کند.
چگونه جلوی اورتریدینگ را بگیریم؟
اولین قدم، مشخص کردن قوانین ورود است.
اگر دقیقاً بدانید چه شرایطی برای ورود لازم است، احتمال اینکه به دلیل هیجان وارد معاملات تصادفی شوید کمتر میشود.
همچنین بهتر است قبل از شروع معامله، میزان ریسک قابل قبول خود را مشخص کنید.
وقتی از قبل بدانید در چه شرایطی نباید معامله کنید، تصمیمگیری در لحظه سادهتر میشود.
تعیین محدودیت برای تعداد معاملات یا میزان ضرر روزانه نیز میتواند به کنترل رفتار معاملاتی کمک کند؛ البته این محدودیت باید متناسب با استراتژی و سبک معاملاتی شما باشد.
ژورنال معاملاتی چگونه کمک میکند؟
ژورنال معاملاتی یکی از بهترین ابزارها برای شناسایی اورتریدینگ است.
اگر معاملات خود را ثبت کنید، بعد از مدتی میتوانید بررسی کنید که چه زمانی بیشتر معامله کردهاید و این معاملات چه نتیجهای داشتهاند.
مثلاً ممکن است متوجه شوید بعد از اولین ضرر روزانه، کیفیت تصمیمهای شما کاهش پیدا میکند.
یا شاید مشخص شود بیشتر معاملات اضافی شما در ساعات خاصی از روز انجام شدهاند.
بدون ثبت معاملات، تشخیص این الگوها دشوارتر است.
قبل از باز کردن معامله یک سؤال ساده بپرسید
یکی از سادهترین روشها برای جلوگیری از اورتریدینگ این است که قبل از هر معامله از خودتان بپرسید:
«اگر این معامله را انجام ندهم، آیا چیزی در استراتژی من نقض میشود؟»
اگر پاسخ این است که هیچ اتفاقی نمیافتد و فقط میخواهید «یک معاملهای کرده باشید»، احتمالاً بهتر است وارد معامله نشوید.
همچنین باید بتوانید دلیل ورود، نقطه خروج، حد ضرر و میزان ریسک را قبل از باز کردن معامله مشخص کنید.
اگر این موارد مشخص نیستند، احتمال تصمیم احساسی بیشتر میشود.
آیا معامله نکردن هم یک تصمیم معاملاتی است؟
بله.
یکی از مهمترین مهارتهایی که معاملهگر در طول زمان یاد میگیرد، تشخیص موقعیتهایی است که نباید معامله کند.
گاهی بازار روند مشخصی ندارد.
گاهی نسبت ریسک به ریوارد مناسب نیست.
گاهی معاملهگر از نظر ذهنی شرایط مناسبی برای تصمیمگیری ندارد.
در چنین شرایطی، کنار ماندن از بازار میتواند تصمیم بهتری نسبت به باز کردن یک معامله ضعیف باشد.
هدف تریدر حرفهای این نیست که همیشه در بازار حضور داشته باشد.
هدف این است که وقتی شرایط مناسب ایجاد شد، بتواند تصمیم درست بگیرد.
جمعبندی
اورتریدینگ یعنی انجام معاملات بیشتر از چیزی که شرایط بازار و استراتژی معاملاتی توجیه میکند.
این مشکل ممکن است به دلیل تلاش برای جبران ضرر، اعتمادبهنفس بیش از حد، ترس از دست دادن فرصت یا صرفاً میل به انجام معامله ایجاد شود.
مهمترین نشانه اورتریدینگ، فاصله گرفتن از قوانین شخصی معاملهگری است.
اگر بدون دلیل مشخص وارد معاملات میشوید، بعد از ضرر بلافاصله به دنبال جبران هستید، تعداد معاملاتتان ناگهان افزایش پیدا کرده یا برای پیدا کردن موقعیت مناسب مدام نمودارها را جستوجو میکنید، بهتر است عملکرد خود را بررسی کنید.
در نهایت، یک تریدر حرفهای کسی نیست که همیشه در حال معامله باشد؛ کسی است که بتواند صبر کند تا معاملهای که واقعاً ارزش ریسک کردن دارد ظاهر شود.
